محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

297

رشحات البحار ( فارسى )

تنها چاره‌اى جز ايمان به تمام ان حقيقت و مظاهر ان - و لو عنوانى - نيست ، بلكه ايمان به مظهر اتم ان واجب است ؛ حتى در ميان گذشتگان . اين است كه انبيا ، نبوت پيامبر خاتم و ولى خاتم را به امت‌هاى خود تلقين مىكردند و اگر به اين امر دعوت نمىكردند ، دعوت خود را به پايان نبرده بودند . ولى ما ايمان دارم كه انان امت خود را به اين امر دعوت كرده‌اند . به طورى كه در مورد موسى ( ع ) و عيسى ( ع ) جز اين ايمان نداريم . همچنان‌كه عيسى ( ع ) بن مريم گفت : يا بَنِي إِسْرائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ « 1 » اى بنى اسرائيل ! من فرستاده خدا به سوى شما هستم درحالىكه تصديق‌كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [ تورات ] مىباشم و بشارت‌دهنده به رسولى كه بعد از من مىآيد و نام او احمد است . » واضح است كه اين ايمان براساس عنوان است و كمال ان فقط با شهود معنون و از طريق عيان ميسر خواهد بود . پس از بيان اين مقدمات مىگوييم : افراد مستعدى كه پس از بعثت پيامبر خاتم ( ص ) و ولى خاتم آمده‌اند ، ناگزير بايد مقام ولايت و نبوت بر انان ظهور كند ؛ و لو در حال احتضار انان ، و اين چيزى شبيه رجعت عترت بر امت است كه قبلا براساس آيه و ضرورت ( منطقى ) درباره ان بحث شد . اما انبيا و امت ايشان كه قبل از ظهور محمد ( ص ) خاتم النبيين بوده‌اند ، ناگزير بايد هنگام ظهور ولى ، حتى يك لحظه هم كه شده بر وى ظاهر شوند تا به وى ايمان بياورند و با او بيعت نمايند ؛ زيرا ايمان تام تنها با بيعت با شخص معنون ( صاحب عنوان / ولى ) تحقق مىيابد و اين امر از باب رجعت امت بر عترت است و به همين خاطر است كه عيسى ( ع ) براى ايمان آوردن به شخص ولى خاتم رجعت مىكند . همه انبيا نيز همين گونه است و ذكر عيسى ( ع ) در اين‌باره از باب مثال است .

--> ( 1 ) . صف ( 61 ) : 6 .